صبر313

سالها منتظر سیصد و اندی مرد است...

صبر313

سالها منتظر سیصد و اندی مرد است...

  • ۰
  • ۰

اصلی ترین دلیل طولانی شدن مذاکرات ، ترجمه های متضاد دو طرف از یک "توافق خوب" است. در واقع هم طرف ایرانی و هم طرف غربی به رهبری امریکا هردو بر سر یک موضوع توافق دارند آنهم رسیدن به یک توافق خوب در تاریخ تعیین شده است. اما نگاه دوطرف و منظورشان از یک توافق خوب فاصله ی زیادی با هم دارند، طرف غربی توافقی را توافق خوب می داند که در آن ضمن اینکه تاسیسات اتمی ایران به صورت گسترده جمع آوری شده و تحقیق و توسعه در زمینه انرژی اتمی متوقف شود، آنها از وضعیت و تاسیسات نظامی و همچنین دانشمندان ما اطلاعات کامل بدست بیاورند تا نقاط ضعف و قدرت ما را بشناسند. اینگونه ایران تبدیل به یک شیر بی یال و دم و اشکم می شود که براحتی توسط امریکا و ایادیش تهدید شده و یا حتی مورد تهاجم قرار میگیرد. اما طرف ایرانی توافقی را توافق خوب می داند که ضمن حفظ دست آورد های علمی و امنیت کشور، تحریم های ظالمانه علیه مردم ایران برداشته شده و البته در این راه حاضر به کوتاه آمدن از برخی مسائلی که ضربه به علم و امنیت وپیشرفت  کشور نمی زند  نیز خواهد بود.با این اوصاف و با توجه به اینکه دو طرف بار ها اعلام کرده اند که توافق نکردن بهتر است از یک توافق بد، به احتمال زیاد نه تنها در 9تیر بلکه در هیچ تاریخی توافقی صورت نخواهد گرفت و باید بدانیم که مذاکرات به بن بست رسیده است. مگر اینکه یک طرف از مواضع خود کوتاه بیاید.


اما بعید به نظر می رسد که در پایان تاریخ تعیین شده اعلام شود که مذاکرات به شکست انجامیده است. چون ادامه مذاکرات هم به نفع طرف غرب ست هم به نفع دولت تدبیر و امید و البته بی فایده برای ملت ایران.

  • میثم احمدی
  • ۱
  • ۰

دبه امریکا

مستکبرین عالم از ابتدای خلقت تا امروز همیشه با هرکسی که بخواهد روی پای خود بایستد و در راه راست قدم بردارد دشمنی ورزیده و تا اورا منحرف نساخته یا از بین نبرند آرام نمی گیرند که در این خصوص حق تعالی در قر آن کریم می فرمایند : وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ! 

یعنی جبهه استکبار در هرکجا و هر زمان  دست از ما بر نمی دارد مگر اینکه دین ، شرف،  غیرت و کشور خود را رها کرده و از آنان تبعیت کنیم! امروز به بهانه  مسئله هسته ای غرب و در راس آنها امریکا، ایران اسلامی را تحت شدیدترین فشارها قرار داده اند تا شاید این مردمان غیور و مقاوم را وادار به تسلیم کنند . ملتی که با انقلاب اسلامی خود باعث بیداری ملتهای جهان شده و پایه های استکبار جهانی را به لرزه در آورده است، انقلاب اسلامی ای که رویای امپراطوری جهانی صهیونیزم را به کابوس وحشتناکی تبدیل کرده که رهایی از آن برایشان غیر ممکن است. پس ساده انگاری است که ما به امید آنکه دشمن از ما راضی شود ،از حقوق مسلم خود بگذریم و تاسیسات اتمی خود را تعلیق کنیم.

چیزی حدود یک و نیم سال است که  از برنامه ی اقدام مشترکی موسوم به توافق ژنو که بین دولت ایران و این کشورهای 5+1 امضا شده است گذشته و هر دو جبهه خود را برای رسیدن به توافق نهایی مشتاق نشان می دهند. که البته با توجه به اظهار نظر های سران 5+1 بویژه امریکایی ها و همچنین با توجه به خلق و خوی زیاده خواه و عهد شکن آنها از شکست در مذاکرات و عدم حصول توافق نهایی محتمل می باشد.
یکی از دلایل عدم حصول توافق نهایی ،میتواند زیاده خواهی 5+1 باشد که در مذاکرات ضمن پافشاری بر به حد اقل رساندن و در واقع نمایشی کردن فعالیت هسته ای ایران، سعی در گنجاندن موضوع موشک های بالستیک، شناسایی دانشمندان هسته ای و بازجویی از آنان و سرکشی از مراکز نظامی را در پرونده هسته ای دارند که البته با مخالفت طرف ایرانی روبرو شده اند.

دلیل دیگر می تواند این باشد که 5+1 تحت هیچ شرایطی از تمدید برنامه اقدام مشترک(توافق ژنو) ضرر نکرده بلکه سود هم میکند.  چون آنها به خوبی می دانند که ایران به هیچ وجه حاضر به تعلیق کامل و دائم تاسیسات هسته ای خود نبوده و بالعکس به دنبال گسترش صنعت اتمی و استفاده از تمام ظرفیت انرژی صلح آمیز هسته ای خود، از سوخت نیروگاه گرفته تا رادیو داروهاست.
 پس حالا که نمی توانند ایران را رسما از فعالیت هسته ای بازدارند، تصمیم به تمدید پی در پی برنامه اقدام مشترک(توافق ژنو) گرفته اند که طی آن بخش اعظم تاسیسات هسته ای ایران پلمب بوده واکثر تحریم ها نیز به قوت خود باقی می مانند. در این صورت صنعت هسته ای ایران  متوقف شده و در عین حال فشار تحریم ها نیز وجود خواهد داشت.

و از طرف دیگر طولانی شدن مذاکرات و نشست های پی در پی نمایندگان ایران و 5+1به مردم دنیا، به غلط القا می کند که اگر ملتی در مقابل استکبار جهانی قیام کند ، پس از مدتی مجبور می شود با همین قدرت ها بر سر حقوق مسلم خود مذاکره کرده و از حق خود مشروط به اجازه ی قدرت های جهان استفاده کند، که این نگرش غلط که البته غرب به دنبال گسترش آن در دنیاست، باعث دلسردی ملت های آزاده و انقلابی می شود، ملت های ضعیفی که چشم امیدشان به انقلاب اسلامی ایران است.

با این اوصاف5+1 درست برعکس ایران، در وضعیت فعلی به هرچه می خواهد رسیده است پس چه نیازی دارد به توافق جامع؟! لذا هر 6ماه، مقداری از پول بلوکه شده ی ایران را آزاد می کنند در  حالی که هم تحریم ها باقی مانده و هم تاسیسات اتمی ایران پلمب شده است.  با این شرایط 5+1 هیچ اشتیاقی به توافقنامه ی جامع نداشته و عملا توافق نامه ی جامعی در کار نخواهد بود.

نکته مهم اینجاست که وقتی آنها ببینند که دولت ایران دائما از خواسته های خود عقب نشینی نموده و شروط ظالمانه جدید را می پذیرد، به جای کنار آمدن با ایران تصمیم بر افزایش فشار ها و همچنین خواسته های خود نموده تا بالاخره این انقلاب را از پای درآورند، کما اینکه روزهای اول بحث آنها تعلیق غنی سازی 20 درصد بود ولی وقتی دولت ایران اقدام به عقب نشینی و قبول درخواست آنان نمود، آنها دبه درآوردند و درخواستهای جدیدی چون سرکشی به هرجا و در هر زمان در خاک ایران و نیز بازجویی و شناسایی دانشمندان هسته ای ایران را مطرح نموده اند که نشان از ذات وقیح طرف مقابل دارد.

اما سوالی پیش می آید،پس راه حل مشکلات چیست؟! اگر بخواهیم به بهترین راه برای حل مشکل ایران در این وضعیت برسیم، باید رمز موفقیت را در ریشه هایمان جست و جو کنیم. شرایطی دشوارتر  از شرایط امروز در عاشورای سال 61 هجری حاکم بود، جایی که آب هم تحریم شد، باید دید که اباعبدالله ع چه کرد؟! باید دید که ابالفضل العباس ع با امان نامه ی دشمن چه کرد؟! بر خلاف عقیده برخی که معتقدند درس بزرگ عاشورامذاکره با دشمن است، باید گفت درس بزرگ عاشورا ایستادگی ،مقاومت و در نهایت شهادت در راه حفظ ارزش ها و مقدسات است و عزت را باید در پیشگاه خداوند جست نه پای میز مذاکره با شیطان.
پس ما نیز با درس گرفتن  از عاشورا، باید بر سر آرمان هایمان مانده  و باتکیه بر توانمندی های داخلی ، به مقاومت مقابل زیاده خواهان بپردازیم.

  • میثم احمدی
  • ۱
  • ۰

آل سعود
امروز ما شاهد یک نسل کشی کم سابقه و یک جنایت هولناک در منطقه خاورمیانه هستیم، جنایاتی که در سکوت معنادار مجامع بین المللی و البته حمایت قدرت های غربی در حال شکل گیری هست. وقتی به مردم یمن نگاه میکنیم، صحنه های دلخراشی  می بینیم که دل هر انسان آزاده را به درد می آورد، مادرانی که کودکشان در زیر خروارها خاک مدفون شده است و یا کودکانی که والدینشان را از دست داده اند. و تمام جرم این ملت ستم دیده، خواستن حکومتی مبتنی بر شرع مقدس اسلام و همچنین استقلال سیاسی و اقتصادی از غرب و شرق است.
کشورهایی نظیر امریکا ، انگلیس و  رژیم نامشروع صهیونیستی که دائما در فکر افزایش سلطه خود بر کشورهای جهان علی الخصوص کشورهای خاورمیانه به سر میبرند، نمیتوانند، استقلال ملت ها را ببینند و با هر حیله و نیرنگ و یا حتی اقدامی نظامی که شده میخواهند حرکتهای آزادیخواهانه ملت ها را متوقف کنند. این قدرتها، در اوایل انقلاب اسلامی ایران، ضمن تحریک اقوام مختلف ایرانی علیه حکومت مرکزی و همچنین تجهیز منافقین، صدام را نیز تجهیز و تحریک کردند تا به ایران حمله نظامی بکند. امروز هم در یمن اوضاع دقیقا مثل اوایل انقلاب اسلامی ایران است که انقلابی تازه پیروزشده درگیر جنگ با یک کشور به ظاهر اسلامی و عربی است که بدون هیچ دلیل محکمی به قتل و کشتار دست برده است. و البته قطعا پایان کارش هم مانند عاقبت صدام،خواری و زبونی خواهد شد.
اگر بخواهیم قصد و هدف آل سعود از تجاوز به یمن را مورد مطالعه قرارد دهیم باید بگوییم بزرگترین دلیل آل سعود از حمله نظامی به یمن ترس از تشکیل یک حکومت شیعه و انقلابی در کشوری است که تا چندی پیش یکی از بزرگترین هم پیمانان آل سعود در منطقه بوده است و این اتفاق باعث تزلزل پایه های قدرت دربار سعودی شده است. در واقع  سعودی ها از این واقعه به شدت احساس خطر کرده اند.
دلیل دیگر این اقدام نابخردانه دستور امریکا و سایر قدرتهای غربی در پی به خطر افتادن سلطه خود مبنی بر سرکوب مردم آزادیخواه یمن است و عربستان که خود ابزار دست امریکاییها در منطقه میباشد با حمله به یمن هم در صدد رفع  نگرانی خود برآمده است و هم از فرمان اربابان خود اطاعت کرده است.
اما این جنایت آل سعود بسیار شبیه به حملات رژیم صهیونیستی به مردم بی پناه غزه است، مثلا در هردو مورد، برخلاف قوانین بین الملل، زنان، کودکان، بیمارستانها و مدارس مورد هدف قرار گرفته اند. از سلاح های نامتعارف علیه مردم غیر نظامی استفاده شده است، هردو مورد،رژیم متجاوز طرف مقابل را محاصره دارویی و امدادی و کالایی کرده است،امریکا در هردو مورد ضمن اعلام حمایت از تجاوزات ،از متجاوزین پشتیبانی اطلاعاتی و تسلیحاتی کرده است، و در نهایت در هردو واقعه جامعه جهانی سکوتی معنادار داشته است. نتیجه ای که از این شباهت ها میتوان گرفت آن است که آل سعود نسخه دشداشه پوش آل یهود است و از نظر تفکرات و کردار تار مویی باهم فرق ندارند.
این تجاوز که هزاران نفر را کشته و زخمی و ده ها هزار نفر را آواره کرده است برای عربستان سعودی تبعات جبران ناپذیری خواهد داشت. اولین صدمه ای که  آل سعود  از این جنایت خود میبیند، بیزار شدن ملتهای جهان از عربستان سعودی است و تا سالیان سال مردم دنیا از عربستان  سعودی به عنوان یک کشور متجاوز یاد میکنند، همچنین این ذهنیت مردم باعث میشود تا سیاست مداران آنها نیز در روابط خود با سعودی ها تجدید نظر کنند و رفته رفته آل سعود در دنیا به انزوا کشیده میشود. اتفاق دیگر،کاشته شدن تخم کینه در دل مردم یمن است. مردم یمن که با بمبارانهای آل سعود عزیزان خود و خانه های خود را از دست داده اند، هیچوقت آل سعود را نخواهند بخشید وهمیشه کینه و نفرت آنها را به دل خواهند داشت. نظیر این اتفاق در کشور ما هم اتفاق افتاد و مردم ایران تا زمان مرگ صدام از او متنفر بودند و هنوز هم از او با نفرت یاد می کنند.
مورد دیگر مشکلات داخلی عربستان است که با شروع این جنگ شدت گرفته و میتواند باعث وقوع اتفاقات ناگواری برای آل سعود باشد، من جمله این مشکلات اعتراضات گسترده مردم عربستان به ساختار حکومتی آل سعود است که مانند  آتش زیر خاکستر هر لحظه منتظر طغیان بوده و با این جنایات آل سعود به مراتب اعتراضات داخلی در شبه جزیره عربستان بیشتر خواهد شد و این خود شروع فروپاشی حکومت ظالم سعودی خواهد بود.
این جنگ برای یمن در کنار کشته ها و زخمی هایی که بر روی دست مردم گذاشته و همچنین زیرساختهایی از کشور را که ویران کرده است، فوایدی هم برای این کشور دارد. از ره آورد های این تجاوز برای یمن، اتحاد هرچه بیشتر اقوام و گروه های سیاسی مختلف داخل کشور و در نتیجه تقویت عزم ملی و افزایش توان مقاومت در مردم یمن میباشد. همچنین وقتی مردم یمن این جنایات آل سعود را میبینند و در کنار آن حمایت کشور ها غربی از این تجاوزات را مشاهده میکنند، بسیاری از مسائل برایشان روشن شده و بصیرت و شناختشان از کشورهای غربی و همسایگان عرب خود افزایش پیدا میکند . فایده دیگری که این حادثه برای یمن دارد، این است که افراد خائن باقی مانده از رژیم قبلی که حالادیگر اوضاع را مناسب می بینند دست به خیانت میزنند و اینگونه شناسایی شده و فرصت طلایی برای پاکسازی ارتش یمن بدست می آید. و بیشترین فایده برای ملت یمن، خون شهداء آنان میباشد، که باعث بارور شدن و رشد نهال نوپای انقلابشان میشود.
اما مساله تعجب آور در مورد جنایات آل سعود در یمن، سکوت معنادار مجامع بین المللی در قبال این نسل کشی کم سابقه میباشد. سازمانهایی که در قبال در شرف انقراض قرار گرفتن نوعی کرگدن در شرق افریقا، بیانیه صادر میکنند و با تولید صدها ساعت برنامه تلویزیونی و هزینه های میلیاردی سعی در حفظ ان حیوان دارند، چرا در قبال این کشتار فجیع سکوت کرده اند؟ آیا کودکان یمنی حتی از حیوانات هم کم اهمیت ترند؟ چرا چون مسلمانند؟ بله. اگر این کودکانی که بیگناه در خون خود دست و پا میزنند، دو یهودی قاتل بودند که حکم اعدامشان صادر می شد، رسانه های وابسته به قدرت های غربی که متاسفانه اکثریت رسانه های عالم را تشکیل می دهند، همه دنیا را پر می کردند که به داد این دو قاتل برسید، اما کودکان مظلوم یمنی، فقط به جرم مسلمان بودن و میل به استقلال داشتن، در خون خود میغلتند و دنیا فقط نگاه میکند و بیتفاوت از کنارشان میگذرد.
این حقیقت تلخ روزگار ماست. شورای امنیت سازمان ملل که به جرم نقض حقوق بشر علیه ایران قطعنامه صادر میکند که چرا همجنس بازان در ایران آزادی ندارند، کجاست که ببیند مردم یمن در کشور خود و در خانه ی خود حتی حق حیات هم ندارد...
البته وقتی شورای امنیت متشکل از مشتی تروریست باشد تعجبی نیست که آزادگان را تروریست و تروریست ها را آزاده بنامند.
با این اوصاف،  که پلیس های عالم سردسته ی دزدها و قاتل ها هستند، ملتهای مظلوم و ستم دیده باید با توکل به خدا و صبر مقابل تمام زورگوها با قدرت ایستادگی کنند و درنهایت تنها راه پیروزی آنها استقامت و پایداری در مشکلات است. البته ملت یمن تنها نیست و برادران و خواهران آنها در ایران و عراق و لبنان و سوریه و فلسطین و بحرین و تمام ملل آزاده دنیا نخواهند گذاشت که مردم بی پناه یمن تنها بمانند. و جوانان انقلابی در این کشور ها منتظر دستور ولی امر مسلمین مبنی بر اقدام علیه آل سعود هستند که آرزوی همه آنها سقوط رژیم سعودی است.
در پایان توصیه ای هم برای هیئت عزیز مذاکره کننده ایرانی. امروز مردم یمن با شعار الله اکبر و مرگ بر امریکا و با الگو برداری از انقلاب اسلامی ایران دست به انقلاب زده اند و دلخوش به روزی هستند که مانند ایران اسلامی روی پای خود ایستاده و وابسته به قدرتی در دنیا نباشند. پس حالا وظیفه ما سنگین تر از سابق شده است، ملت های زیادی چشم امیدشان به انقلاب ماست و اگر ما با وجود تحقیر ها و توهین های طرف مقابل مذاکره، بازهم زیر بار خفت رفته و به مذاکرات و امتیاز دادن ها ادامه دهیم، برای ملت های دیگر اینطور تداعی میشود، که اگر امروز مقابل امریکا بایستیم  بعد از 30 سال و بعد از تحمل رنج ها و دردها و جنگ های متعدد باز هم بایدبه در خانه امریکا برویم و مشکلاتمان را با کنار آمدن با امریکا حل کنیم، پس حالا که اینطور است چرا اصلا انقلاب کنیم؟! و  رفتار منفعلانه ما در مقابل زیاده خواهی ها و تهدید ها و توهین های امریکایی ها موجب دلسردی ملت ها از این راه میشود. لذا بهتر است دقیقا همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند باتوکل به خدا و تکیه به توان داخلی  به حل مشکلات بپردازیم و مذاکرات زیر شبح تهدید که عینا همین مذاکرات پیش روی ماست را ترک کنیم.

 

  • میثم احمدی